|
نامه های تمام نشدنی سلامی چو بوی خوش آشنایی |
|
عشق
|
|
نابينا رو به ماه گفت : دوستت دارم
ماه گفت: تو که منو نمي بيني چطوري دوستم داري؟ نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان که نمي بينمت عاشق خودت هستم |
|
2 نوشته شده در
جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:20 توسط کهتو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
درباره وبلاگ |
|
کهتو نام مکانی بسیار قدیمی بین یزد و کرمان است, یادواره های تاریخی این مکان نشان از تمدن پربار و رونق آن در زمان گذشته است
|
|
RSS
|