تبليغاتX
html> نامه های تمام نشدنی
 

نامه های تمام نشدنی

سلامی چو بوی خوش آشنایی

 
 
چشم
گفتم: از عجایب هفتگانه دنیا چند تا رو دیدی؟
گفت: اول از همه اینکه هزاران عجایب در دنیا وجود داره که هفت تای شما در برابرش کوچکترین هم نیست٬ دوم اینکه دیدن همه اونها که هیچ ٬ دیدن یکیش هم برای درک انسان کافیه.
گفتم: چی؟
گفت: تا بحال جوانه زدن یک دانه رو در دل خاک دیدی؟
        تا حالا دقت کردی خورشید این عظمت تا بحال یک ثانیه تاخیر در حضور نداشته؟
        شاید چشمت به دیدن تولد یک موجود زنده عادت کرده باشه!
        اما به حرکت آب در زمین و اسمان توجه کردی؟
        ......


به قول سهراب: چشمها را باید شست
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 8:53  توسط کهتو | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

درباره وبلاگ

کهتو نام مکانی بسیار قدیمی بین یزد و کرمان است, یادواره های تاریخی این مکان نشان از تمدن پربار و رونق آن در زمان گذشته است

نوشته های پیشین

خرداد 1387
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383

پیوندها

ترمه و اطلسي
  دنیز و ام اس
  سانی خالي (بدون خاطرات)
  عشق متعال
  خاطرات من
  چاي بخور غصه نخور
  در انتظار ظهور
  سجاده نور
  خاطرات که نشد!سخنهای پراکنده
  دخترآریایی
  مژده
  خراباتی
  پرنده زخمی
  آینه های عارف
  لحظه
  اشك مهتاب
  آيه هاي دلنشين
  آب و آینه
  پاييز
  در پی مهتاب
  همه چیز و هیچ چیز
  مرغ مهاجر
  کوچ
  ترجمان اشکهایت
  پندارنیک گفتار نیک کردارنیک
  MS اين مهمان ناخوانده
  کلئوپاترا
  دیوونه ی مدرنا الکترونیک
 

لگوی دوستان

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM