تبليغاتX
html> نامه های تمام نشدنی
 

نامه های تمام نشدنی

سلامی چو بوی خوش آشنایی

 
 
نردبان این جهان
دو هفته پیش قسمت شد که برم مشهد...
جای همه خالی٬ آماده شده بودم و داشتم برنامه ریزی سفر رو انجام میدادم که یکی از بچه ها گفت: تو که تازه مشهد بودی بذار یکی دیگه بره.
برام قابل قبول بود اما کمی سخت.
تا بخودم اومدم دیدم همه هماهنگی ها رو برای همکارم انجام دادم و دارم بدرقه اش می کنم.
شب رو به مشهد کردم و رو به آقا گفتم: آقا این بار که قسمت ما نبود٬ ببینم کی ما رو می طلبی.
یک هفته بعد وقتی از برنامه برگشتم٬ یکی از همکارا برگشت و گفت: گذرنامه ات اماده است؟
گفتم چطور مگه؟
گفت: فردا باید بری عراق

جای همه خالی زیارت حرم مولی الموحدین علی بن ابیطالب٬ سید الشهدا حسین بی علی و سقای کربلا ابولفضل العباس هدیه ای بود که خودم هیچ وقت به تنهایی لیاقت و امکانش رو بدست نمی آوردم

 

جای همه خالی
برای همه دعا کردم

2 نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 8:26  توسط کهتو | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

درباره وبلاگ

کهتو نام مکانی بسیار قدیمی بین یزد و کرمان است, یادواره های تاریخی این مکان نشان از تمدن پربار و رونق آن در زمان گذشته است

نوشته های پیشین

خرداد 1387
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383

پیوندها

ترمه و اطلسي
  دنیز و ام اس
  سانی خالي (بدون خاطرات)
  عشق متعال
  خاطرات من
  چاي بخور غصه نخور
  در انتظار ظهور
  سجاده نور
  خاطرات که نشد!سخنهای پراکنده
  دخترآریایی
  مژده
  خراباتی
  پرنده زخمی
  آینه های عارف
  لحظه
  اشك مهتاب
  آيه هاي دلنشين
  آب و آینه
  پاييز
  در پی مهتاب
  همه چیز و هیچ چیز
  مرغ مهاجر
  کوچ
  ترجمان اشکهایت
  پندارنیک گفتار نیک کردارنیک
  MS اين مهمان ناخوانده
  کلئوپاترا
  دیوونه ی مدرنا الکترونیک
 

لگوی دوستان

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM