تبليغاتX
html> نامه های تمام نشدنی
 

نامه های تمام نشدنی

سلامی چو بوی خوش آشنایی

 
 
ای آفتاب بی کران
خدایا اسم علی بر لب عشقش به دل
اما چه می دانیم از عظمت و کرانه های بی کران روحش

از کودکی که دست بر زانو برای قامت بستن واجبت قیام کردیم ذکر "یا علی" بر لب داریم و مهرش بر سر
اما بی خبریم از وادی عظیم "علی"

بی خبر به مطلبی برخوردم از "جرج جرداق" متفکر و دانشمند مسیحی٬ بی اختیار غبطه خوردم به کسانی که بهتر از ما شیعیان "علی" را شناختند

جرج جرداق در جايي از سخنانش در باه شخصيت علي (ع) مي گويد:
" اگر بخواهيد آب يک حوض را متلاطم کنيد، با دست خود مي توانيد،
اما اگر استخري بزرگ باشد ، نمي توان آن را با دست متلاطم کرد،
بايد سنگي بزرگ به وسط استخر انداخت تا متلاطم گردد.
اگر درياچه اي باشد، به واسط سنگ نمي شود آن را متلاطم کرد،
بايد کوهي در آن بيفتد تا متلاطم شود.
در اين عالم هر آبي قابل تلاطم است ، اما من اقيانوس پهناور و عظيمي مي شناسم و آن اقيانوس وجود علي است که هيچ چيز نتوانست آن را متلاطم سازد،
به غير از دو چيز: يکي آه مظلوم  و ديگري خوف خدا در دل شب"

2 نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 19:9  توسط کهتو | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

درباره وبلاگ

کهتو نام مکانی بسیار قدیمی بین یزد و کرمان است, یادواره های تاریخی این مکان نشان از تمدن پربار و رونق آن در زمان گذشته است

نوشته های پیشین

خرداد 1387
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383

پیوندها

ترمه و اطلسي
  دنیز و ام اس
  سانی خالي (بدون خاطرات)
  عشق متعال
  خاطرات من
  چاي بخور غصه نخور
  در انتظار ظهور
  سجاده نور
  خاطرات که نشد!سخنهای پراکنده
  دخترآریایی
  مژده
  خراباتی
  پرنده زخمی
  آینه های عارف
  لحظه
  اشك مهتاب
  آيه هاي دلنشين
  آب و آینه
  پاييز
  در پی مهتاب
  همه چیز و هیچ چیز
  مرغ مهاجر
  کوچ
  ترجمان اشکهایت
  پندارنیک گفتار نیک کردارنیک
  MS اين مهمان ناخوانده
  کلئوپاترا
  دیوونه ی مدرنا الکترونیک
 

لگوی دوستان

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM