|
نامه های تمام نشدنی سلامی چو بوی خوش آشنایی |
|
عجب صبری خدا دارد . . .
|
|
پس از سالها پس از حسرتهای زیاد با وجود خیل مشتاقانی که دستها را بی محابا برای لمحه ای یاد به سویت دراز کرده اند خدا را شکر می گویم که در گوشه گمنام به خاکت سپرد امروز می فهمم چرا به علی (ع) گفتی: مرا شبانه غسل بده و شبانه کفن کن و شبانه به خاک بسپار خدایا از کسی سخن می گوییم که اگر فریاد می کشید و ناله می کرد زمین و آسمانت مستانه به هم می پیچید و بنیان هستی بی محابا در هم می طنید بارخدایا سپاسگذارم که گمنام بقیع را در هاله ای از ابهام گذاشتی تا این گونه مانند فرزندانش آماج بلای ناکسان و نامردان روزگار نباشند کریما دل مادر دردمند در سوگ فرزند داغدار است اما اگر چنین جسارتی به ام ابیها . . . . خدایا . . . . |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 9:31 توسط کهتو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
درباره وبلاگ |
|
کهتو نام مکانی بسیار قدیمی بین یزد و کرمان است, یادواره های تاریخی این مکان نشان از تمدن پربار و رونق آن در زمان گذشته است
|
|
RSS
|