تبليغاتX
html> نامه های تمام نشدنی
 

نامه های تمام نشدنی

سلامی چو بوی خوش آشنایی

 
 
عجب صبری خدا دارد . . .
 

پس از سالها

پس از حسرتهای زیاد

با وجود خیل مشتاقانی که دستها را بی محابا برای لمحه ای یاد به سویت دراز کرده اند

خدا را شکر می گویم که در گوشه گمنام به خاکت سپرد

امروز می فهمم چرا به علی (ع) گفتی: مرا شبانه غسل بده و شبانه کفن کن و شبانه به خاک بسپار

خدایا

از کسی سخن می گوییم که اگر فریاد می کشید و ناله می کرد زمین و آسمانت مستانه به هم می پیچید و بنیان هستی بی محابا در هم می طنید

بارخدایا

سپاسگذارم که گمنام بقیع را در هاله ای از ابهام گذاشتی تا این گونه مانند فرزندانش آماج بلای ناکسان و نامردان روزگار نباشند

کریما

دل مادر دردمند در سوگ فرزند داغدار است

اما اگر چنین جسارتی به ام ابیها . . . .

خدایا

. . . .

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 9:31  توسط کهتو | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

درباره وبلاگ

کهتو نام مکانی بسیار قدیمی بین یزد و کرمان است, یادواره های تاریخی این مکان نشان از تمدن پربار و رونق آن در زمان گذشته است

نوشته های پیشین

خرداد 1387
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383

پیوندها

ترمه و اطلسي
  دنیز و ام اس
  سانی خالي (بدون خاطرات)
  عشق متعال
  خاطرات من
  چاي بخور غصه نخور
  در انتظار ظهور
  سجاده نور
  خاطرات که نشد!سخنهای پراکنده
  دخترآریایی
  مژده
  خراباتی
  پرنده زخمی
  آینه های عارف
  لحظه
  اشك مهتاب
  آيه هاي دلنشين
  آب و آینه
  پاييز
  در پی مهتاب
  همه چیز و هیچ چیز
  مرغ مهاجر
  کوچ
  ترجمان اشکهایت
  پندارنیک گفتار نیک کردارنیک
  MS اين مهمان ناخوانده
  کلئوپاترا
  دیوونه ی مدرنا الکترونیک
 

لگوی دوستان

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM